ترانه های محلی
فرهنگ رسمی هر کشوری ریشه در فرهنگ شفاهی و عامه مردم آن سرزمین دارد. ادبیات فولکلور که پیشینه ای چند هزار ساله دارد تجربیاتی هستند که در قالب ترانه، قصه، ضرب المثل، افسانه، لالایی و .. به صورت زبانی از نسلی به نسل دیگر منتقل می شوند، بدون اینکه بدانیم خالق اولیه این آثار چه کسانی هستند. ادبیات فولکلور پیچ و خم های فرهنگ ایران باستان را نشان می دهد و اگرچه باید به همان صورت فولکلور باقی بماند اما خطر فراموشی و نابودی آن ایجاب می کند تا در ثبت و ظبط آن بکوشیم و آن را زنده نگه داریم. روزگاری ترانه های محلی به صورت مستمر بر زبان نیاکان ما جاری بوده اما فرهنگ قالب زمانه ما این ترانه ها را به دست فراموشی سپرده است. این ترانه ها از رنج و عشق و سفر و کار و تلاش و.. می گویند و در همه آنها عبرت آموزی و نکات ارزنده به وضوح دیده میشود. در این پست نمونه ای از این ترانه ها که در روستاهای الموت رایج بوده با صدای دلنشین حاج یحیی نوری آورده شده است.


برگهای لوبیا در آغوش هم